مدرسه شما

بازنویسی حکایت یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی گفت صفحه 122 پایه یازدهم

برای بازنویسی حکایت ها و ضرب المثل ها اول باید برای پیدا کردن معانی کلمات آن تلاش کرد یا پیدا کرد

بعد با توجه به آن حکایت و در برگرفتن کلمات آن شروع به بازنویسی حکایت کنید

بهتر است سعی در بهتر نویسی و استفاده از کلمات درست عادت کنید

<-------------------------------------------------------->

متن حکایت :

یکی را شنيدم از پيران مربّی که مریدی را همی گفت: ای پسر، چندان که تعلّق
خاطر آدميزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی، به مقام از ملائکه درگذشتی.


  گلستان سعدی
 

<-------------------------------------------------------->

این حکایت در صفحه 122 و 151 کتاب فارسی 2 قرار دارد

متن برگشت داده شده حکایت:

 

در روزگاران قدیم پسری جوان زندگی می کرد که پدرش تاجر بود و از پدرش به او سهمی بسیار بزرگ به او رسیده بود و زندگی خود را به خوبی و خوشی می گذراند ولی او همیشه احساس می کرد احترامی که مردم به پدرش می گذاشتند را در خود نمی تواند بیابد و همیشه در پیش مردم فردی بی اهمیت و کم ارزش به نظر می آمد .هدف از این حکایت پند دهی است و تربیت و آداب به شاگردان را به روش صحیح نشان می دهد و به شاگردان خود درس زندگی می دهد و خاطر نشان می کند که همانطور که انسان به درآوردن روزی توجه نشان می دهد همان طور نیز باید نسبت به روزی دهنده ی اصلی توجه نشان دهد و شکرگزار نعمت های بی کران او باشد که اگر به تک تک همه ی روزی های نازل شده توجه می شد و شکر گزار او می شد  انسان در مقام بالاتر از فرشتگان قرار می گرفت.در آن شهر آوازه ی پیر مردی به گوش پسر جوان رسید که بیشتر مردم شهر در خانه ی او جمع می شدند و او با آن ها به صحبت می پردازد و سعی می کند تا با کمک مردم شهر مشکلات یکدیگر را برطرف سازند .پسر جوان در نزد پیرمرد رفت و پس از پایان سخن پیرمرد به نزد او رفت و مشکلش را با او در میان گذاشت و پیرمرد به او گفت: تو فقط مقام بالا را در ثروت فراوان یافت می کنی در حالی که اگر تو به روزی دهنده توجه می کردی و دستورات او را انجام می دادی در زندگی مقام بسیار بالایی را پیدا می کردی

<-------------------------------------------------------->

ساده نویسی حکایت پایه یازدهم درباره یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی گفت

 

همچنین بخوانید...!

متن ادبی درباره یک صبح سرد و برفی زمستان بنویسید صفحه 38 پایه دوازدهم

برچسب ها

, , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها