مدرسه شما

بازنویسی حکایت سوداگری بار آبگینه داشت.یکی از باج گیران عنان بارگیرش بگرفت صفحه 108 پایه دوازدهم

حکایت سوداگری بار آبگینه داشت دارای معانی بسیاری می باشد

این حکایت در صفحه 108 فارسی پایه دوازدهم واقع شده است

برای ساده نویسی سعی کنید همیشه از بهترین ترجمه استفاده کنید تا گیرایی مطلب شما بالاتر برود این کار باعث علاقه فرد مورد نظر معلم یا دانش آموزان می شود

حکایت انتخابی:سوداگری بار آبگینه داشت.یکی از باج گیران عنان بارگیرش بگرفت

 

متن حکایت داده شده:

سوداگری بار آبگینه داشت یکی از باج گیران عنان بارگیرش بگرفت و بر آن آبگینه چوب دست خویش محکم فروکوفت و گفت: ای رفیق، چه در بار داری؟ گفت: اگر چوب دیگر زنی هیچ

متن بازنویسی شده حکایت:

تاجری بر اسب خود، بار شیشه داشت. در میانه ی راه باج گیران کمین کرده بودند، زمانی که تاجر را به همراه اسب و بار او دیدند یکی از باج گیران افسار اسب او را گرفت و با چوب دستی که در دستش بود محکم به روی بار شیشه ی تاجر کوبید و به تاجر گفت: ای رفیق! چه در بار خود داری؟ تاجر گفت:

اگر بار دیگر چوب خود را بکوبی هیچ چیزی از آن باقی نمی ماند زیرا همه ی شیشه ها می شکستن یا خرد می شدند و نه چیزی برای تاجر می ماند و نه چیزی برای باج گیر! این داستان حکایت آن دسته افرادی است که سعی در کندن از دیگران و سود بردن از آن ها هستند اما با حماقت و ناآگاهی خود موجب می شوند که هم دیگران صدمه ببینند و هم خودشان در این ماجرا سرشان بی کلاه بماند اما کاش به جای آن و به جای سود بردن از زحمات دیگری بدون آنکه خودمان زحمتی بکشیم، برویم و کار کنیم و از دست رنج خودمان بهره مند شویم تا دیگران نیز از طریق ما دچار آسیب و ضرر نشوند. زیرا دزدان هیچوقت سرانجام خوبی نخواهند داشت.

 

^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^_^

همچنین بخوانید ...!

بازنویسی ضرب المثل به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است پایه دوازدهم

 

برچسب ها

, , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها